PIBE

شعر سوختم از آتش دل آتشی بود که عمرم را سوخت

ديوان رهي معيري – غزل ها – داغ تنهائي – نوسخن

داغ تنهائي. آنقدر با آتش دل، ساختم تا سوختم. بي تو اي آرام جان، يا ساختم يا سوختم. سردمهري بين، که کس بر آتشم آبي نزد … جان پاک من «رهي » خورشيد عالمتاب بود.

آﺗﺶ در آﺛﺎر ﻣﻨﻈﻮم ﻣﻮﻻﻧﺎ

آﺗﺶ در ﺷﻌﺮ ﻣﻮﻻﻧﺎ در ﻗﺎﻟﺐ. ﻫﺎي ﺗﻠﻤﻴﺢ، … ﻣﻮﻻﻧﺎ ﺑﺮاﻳﻦ ﺑﺎور اﺳﺖ ﻛﻪ ﻧﻮراﻟﻬﻲ، ﺳﺮاﺳﺮ وﺟﻮد اﺑﺮاﻫﻴﻢ را ﻓﺮاﮔﺮﻓﺘﻪ و از ﺗﻦ ﻣـﺎدي … ﻮد ز آﺗـــﺶ اﺑﺘﺪا. ﻫـﻢ ز آﺗﺶ، زاده ﺑﻮدﻧــﺪ آن. ﻓـﺮﻳ. ـﻖ. ﺣﻠﻘﻪ ﮔﺸﺖ. و، آن ﺟﻬﻮدان را ﺑ. ﺴﻮﺧﺖ … آﻣــــﺪ از رب ﺟﻠﻴـﻞ. آﺗـــﺸﻲ را ﺷــﻜـــﻞ آﺑـــﻲ. داده. اﻧ. ــﺪ. ﻛــــﻮري. ﭼــﺸــﻢ و دل … ﺳﻮﺧﺘﻢ. ﻣــﻦ، ﺳﻮﺧﺘﻪ ﺧﻮاﻫﺪ ﻛـﺴﻲ. ﺳﻮﺧﺘﻪ، ﭼــﻮن ﻗــﺎﺑــﻞ آﺗـﺶ ﺑـﻮد. اي درﻳــﻐـﺎ اي درﻳـﻐــﺎ اي درﻳـ …

شعر نو سوختم چو شمع

عشقت فکنده بر دل ديوانه آتشی عمريست که در آتش دل ،ديوانه سوختم چون شمع نيمه … شب همه شب تا یار بود از عشق بود سخن شبی یار نیامد و غم شد هم مجلس من من ماندم و شمع ماند و غم و یک دل سوخته من سوختم و شمع سوخت در فراغ پروانه . … که حاصلِ عمرم دگ .

اشعار موضوعی

اشعار موضوعی شعر و شاعران. … ایکه پرسی تابکی دربند (دربندیم ) ما تا که آزادی بود در بند . در بندیم ما … عشق آتش بود و خانه خرابی دارد پیش آتش دل شمع و پر پروانه یکیست … سرگذشت شب هجران تو گفتم باشمع آنقدر سوخت که از گفته پشیمانم کرد. میرزا زاهد … آتشی دوش ز رخساره بر افروخته بود دیده گر آب نمیریخت مرا سوخته بود.

چند شعری با امیر هوشنگ ابتهاج – امید برین – blogfa

رحیل فریاد که از عمر جهان هر نفسی رفت دیدیم کزین جمع پرکنده کسی رفت شادی مکن از زادن و شیون مکن از مرگ … کز آتش دل ما پخته گشت خام شما … كوه هم آتش گداخته بود بر فراز و فرود تاخته بود آتشی بود آسمان آهنگ … اگر چه فرصت عمرم ز دست رفت بیا … غزل باز مخوانید که نی سوخت ، نوا رفت … تا سوختم چون شمع می خواهی و می کوشی

دریافت مقاله – پرتال جامع علوم انسانی

شعر فارسی، شمع روشن کرده منوچهری دامغانی، … بر سر آمد آتشی بازی در آغازم چو شمع … هم چنان در آتش مهر تو سوزانم چو شمع ظریف انداخت که در غزل با همه شهرتی که از برای … زان که در هر محفلی با اشک گلناری است شمع رشته عمرم به پایان آمد و تابش نماند … افسرده دل لرزد چو گل، گر بر تنش بادی وزد سوختم آنم به روز آرام نگرفتن چو مهر.

شعر – اشعار خاطره انگیز

کیانا این شعر رو شنیده بود ولی من بار اولم بود که گوشش میدادم ولی یه مدت اینقدر پشت سر هم گوشش دادم که حفظم شد و این اولین بار بود که در خارج … فکر عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوخت … از کاروان چه ماند، جز آتشی به منزل … من از ستاره سوختم … مرا به ترنم قطره های باران قسم داده اند که لحظه های عمرم را با خیال سرد و خاموش سکوت هدر ندهم و

ادبیات و موسیقی و هنر

آتش فتاده بر دل و جان از لهیب عشق اشکی ز خون به … در غمت عمرم به پایان میرسد … دروغ بود که گفتی تو « دوستت دارم» … زچشمان شرربار تو در دل آتشی دارم … غزل زیر تضمینی است برای شعری از بانوی فرهیخته ، سرکار خانم ٱرزو ٱذری که فی البداهه سروده شد. … زاتش غم با دلی افسرده ، تنها سوختم … (محمود) سوخــت زاتش تنـد نگــــــاه تو.

قشنگ ترین شعرهایی که خوندی! [آرشیو] – صفحه 4 – انجمن شهر …

بچه ها در اینجا قشنگ ترین بیت ها و شعر هایی که خوندین را بگذارین.. من خودم عاشق دو … به اندازه ی چند دقیقه، با من نشسته بود … بر سر آتش دلم همچو زبانه مي روي … آشیان من بیچاره اگر سوخت چه باک … شعری قشنگ تر از این شعر تو عمرم ندیدم: … گرچه افروختم و سوختم و دود شدم … زان دود ناگــــه آتشی بر گــــنبد اعظم زند

غزل ۱ الا يا ايها الساقی ادر کاسا و ناولها که عشق آسان نمود اول ولی

… آه سينه نالان من سوخت اين افسردگان خام را محرم راز دل شيدای خود کس نمی‌بينم ز خاص و … سينه از آتش دل در غم جانانه بسوخت آتشی بود در اين خانه که کاشانه بسوخت تنم از … اکنون فلک به رقص آرد که شعر حافظ شيرين سخن ترانه توست غزل ۳۵ برو به کار … دوا رفت دل گفت وصالش به دعا باز توان يافت عمريست که عمرم همه در کار دعا رفت …

فریدون مشیری – مرجع عاشقانه های شعر معاصر

تـا به گـیتی دل ِ از مهـر تـو لبـریـزم هـست … می سوختم از حسرت و عشقِ تو بَسَم بود … که یک عمر. تنها نفسی با تو نشستن هوسم بود. بالله که بجز یادِ تو ، گر هیچ کسم هست … در آتش سبز! … دلت آخر به سرگردانیم سوخت … وگر عمرم به ناکامی سرآید ؛ … شفـیـعی کـدکنی · نغمه رضائی · مـنوچـهر آتـشی · حـسین مـنزوی · قیصر امین پور · فرخ …

اشعار رهی معیری – گنجواره ی ناب ترین اشعار ایرانی

… با تو وفا كردم تا به تنم جان بود. عشق و وفاداري با تو چه … دريغ و درد از عمرم. كه در … که برق ، خنده کنان سوخت آشیانه ما … آتـشــی جــاویــــد باشـــد در دل خاکـستـرم … سوختم از آتش دل در میان موج اشک

رهی معیری – دل نوشته ها – blogfa

داغ حسرت سوخت جان آرزومند مرا آسمان با اشک … سوختم در آتش غیرت ز نیرنگ نسیم زلق بی آرام او … از آتش دل شمع طرب را مانم وز شعله آه … شعر پژمان بگشاید دل پژمان مرا پاس ادب به … آتشی بود که از باده مستانه دمید … دریغ و درد از عمرم که در وفایت شد طی

دیوان اشعار رهی معیری – قائمیه

عنوان و نام پدیدآور : دیوان اشعار رهی معیری مشخصات نشر : تهران سایه نیما ۱۳۸۵. مشخصات ظاهری … تلخکامی. داغ حسرت سوخت جان آرزومند مرا****آسمان با اشک غم آمیخت لبخند مرا … سوختم از آتش دل در میان موج اشک****شوربختی بین که در آغوش دریا سوختم شمع و گل هم … روشنی بخش حریق مه و خورشید نبود****آتشی بود که از باده مستانه دمید

“” شعر عاشقانه “” – شهریار عشق

بــر گــلِ روی تـو و موی تو دلباخته بود دلِ دلباخته … ببین که سوختم از لحظه های تبدارت و مانده ام ته ِ … “آتش عشق تو در جان خوشتر است”. آتش عشق تو … “دل من”. در خم زلف تو از اهل جنون شد دل من و اندر آن سلسله عمرى است كه خون شد دل من در ازل با … شد دل من سوخت سوداى تو سرمایه عمرم اى دوست … آتشی بودیم و خاکستر شدیم.

مهر ۱۳۹۰ – پرنیان شعر

پرنیان شعر ادبی ــ فرهنگی. … آتش. ازین زیادتر بکن آتش فشانم. که جای تو بود روح و روانم. چرا از پیش من نا … در تف این بادیه، سوخت سراپا تنم … آتشی در سینه دارم جای دل. من که با هر داغ پیدا ساختم. سوختم، از داغ ناپیدای دل … همه عمرم شدم در انتظاری.

ماهستان | مهر ۱۳۹۰ – بهروز قزلباش – blogfa

نامش هماره بر لب ما بود هر سحر. اماشبي به فكر و خيالم سحر نكرد. نوشيدم از غمش همه عمر او ولي. با ديگران نشست ولب نوش تر، نكرد. عمرم به سر رسيد وغمش سوخت جان من.

بانک اشعار شهادت حضرت زهرای مرضیه (سلام الله علیها ) » …

سوختم بهر صدف، گردیدم از گوهر، خجل همسرم را پیش … باغ را آتش زدند و مثل من هرگز نشد باغبان از … خورشید عمرم بر لب بام است امشب … در فاطمیه بود که ما سینـه زن شدیم … بر فاطمه ات بار الها تو ببخشا ، هر کس که زده دست به دامان اباالفضل … اشعار شهادت حضرت زهرا س … ز سوز دلم آگهى، كه جانم سوخت … شعله کشید از درمان آتشی و بعد

اشعار آهنگ های احمد ظاهر

رد ﮐﻦ از ﺑﻬﺮ ﻣﻦ ﮐﻪ ﻣﻬﺮ ﺗﺮا ، دﻳﮕﺮ از ﻗﻠﺐ ﺧﻮد ﺑﺪر ﮐﺮدم … ﺑﻮد . ﻋﺰﻳﺰ ! ﻣﻦ. ﻣﻬﺮﺑﺎ. ن ﻣﻦ ! ﻗﺸﻨﮓ ﻣﻦ ! ﻓﺮاﻣﻮﺷﻢ ﻣﮑﻦ ! ) دﺳﺖ ﻟﺮزان ﻣﻦ زﮔﻮﺷﻪ ی ﻣﻴﺰ ، ﺑﺪر ﺁورد ﺷﻌﺮ هﺎﻳﺶ … در اﻳﻦ ﮐﻨﺞ ﻗﻔﺲ دور از، ﮔﻠﺴﺘﺎن ﺳﻮﺧﺘﻢ ﻣﺮدم … ﻋﻤﺮم ﺑﻪ ﺁﺧﺮ ﺁﻣﺪ، ﺑﯽ ﻟﻌﻞ ﺟﺎن ﻓﺰاﻳﺖ … ﺁﺗﺶ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ هﻤﭽﻮن، ﻣﻴﮑﺸﺪ ﻣﺮا ﭼﻮ ﻣﺠﻨﻮن … ﮐﯽ ﺑﻪ ﺟﺎﻧﺖ ﺁﺗﺸﯽ، دﻳﮕﺮ زﻧﺪ … ﻪ زﺧﺎک ﻣﻦ ﺑﺮون. ای ﮔﻞ ﺗﺎزﻩ ﻳﺎد ﮐﻦ از دل داﻏﺪﻳﺪﻩ ام. ﻳﺎ ز رﻩ وﻓﺎ ﺑﻴﺎ ، ﻳﺎ ز دل رهﯽ ﺑﺮو. ﺳﻮﺧﺖ در.

“خلوت دل” | شعر – blogfa

قسمت این بود که جدا بمونیم از هم تا همیشه. روز موعود مطمئن … میان سینه من آتشی است چون فانوس … اي دير به دست آمده بس زود برفتي/آتش زدي اندر من و چون دود برفتي.

دیوان غزلیات نوید اخگر عسل گیسو در 269 صفحه by Farshid …

که غزل و شعر پارسی را ‫که در ید قدرت مذهب و تفکرات متافيزیکی و ضد‬ … ‫این زمان اشکم به ابر دل چه بارانی شده‬ ‫کاش ميخوردم دمی آتش ز جام سينه ات‬ ‫اخگر اما‬ … ‫ميان شعله و شب یک پرنده خواهد سوخت‬ ‫ميان تب و لب عشق شعر خواهد‬ … به دلم آمد ‫با تو نفسم آمد‬ ‫دیدم که توئی عمرم‬ ‫حال من و تو خوش بود‬ ‫حال من و تو خوش بود‬.

بهشت جهنمی | شعر

بهشت جهنمی◅ دلم واسه خودم تنگ شده … … همون که روزی بود ، اونقدی که روزی بود // راضی بود ، بسش بود ، دنیا توی دستش … در اين آتش هر آنكس بيشتر سوخت … عشق يعني آتشي افروخته … سوختم در حسرت یک یا ربت … تو عمرم را تباه کردی گناه کردی

مظاهر مصفا

به شبهای عمرم که از دیرباز. به یاد تو ای ماه … دیدی چگونه بود خزان و بهار چشم؟ ناخن کشید در … دارم غمت به دل که تو مسکین بسا شبا. بگریستی به … آتشی هول در دهن دارد … سوختم من در آرزوی دروغ. به دروغم … بگذار تا بسوزم در آتش تب ای شب. افسرده و … غم سوخت تار و پودم نابود کرد بودم … از شعر توست منتحل و مکتسب سیاه. بنیاد من …

برچسب‌ها:, , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

فروشگاه مارکت سنتر